یکشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۹

........


آزمودم عقل دور اندیش را

بعد از این دیوانه سازم خویش را




زادروز تولد کوروش بزرگ


در این روزگار که یا غرب زده یا عرب دوستیم، بایدگفت:

«کوروش! تو به پا خیز که ما همه در خوابیم»

زادروز تولد کوروش بزرگ به تمام ایران دوستان مبارک.


........


رهــی جز کعبه و بتـخانـه مـی پویـم کـه مـی بینـم

گروهی بت پرست اینجا و مشتـی خود پرست آنجا

شبئ در حال مستئ، تكیه بر جائ خدا كردم

شبئ در حال مستئ، تكیه بر جائ خدا كردم
در آن یك شب خدایئ ، من عجایب كارها كردم
جهان را روئ هم كوبیدم ، از نو ساختم گیتئ
ز خاك عالم كهنه ، جهانئ نو بنا كردم
كشیدم بر زمین از عرش ، دنیا دار سابق را
سخن واضح تر و بهتر بگویم ، كودتا كردم
خدا را بنده خود كرده ، خود گشتم خدائ او
خدایئ ، با تسلط هم به ارض و هم سما كردم
میان آب شستم سر بسر برنامه پیشین
هر آن چیزئ كز اول بود نابود و فنا كردم
نمودم هم بهشت و هم جهنم هر دو را معدوم
كشیدم پیش نقد و نسیه ، بازئ را رها كردم
نماز و روزه را تعطیل كردم ، كعبه را بستم
وثاق بندگئ را ، از ریاكارئ جدا كردم
امام و قطب و پیغمبر نكردم در جهان منصوب
خدایئ بر زمین و بر زمان ، بئ كدخدا كردم
نكردم خلق، ملا و فقیه و زاهد و صوفئ
نه تعیین بهر مردم مقتدا و پیشوا كردم
شدم خود عهده دار پیشوایئ در همه عالم
به تیپا ، پیشوایان را ، به دور از پیش پا كردم
بدون اسقف و پاپ و كشیش و مفتئ اعظم
خلایق را به امر حق شناسئ آشنا كردم
نه آوردم به دنیا روضه خوان و مرشد و رمال
نه كس را مفتخوار و هرزه و لات و گدا كردم
نمودم خلق را آسوده از شر ریاكاران
به قدرت در جهان خلع ید از اهل ریا كردم
ندادم فرصت مردم فریبئ بر عبا پوشان
نخواهم گفت آن كارئ كه با اهل عبا كردم
به جائ مردم نادان ، نمودم خلق گاو و خر
میان خلق آنان را پئ خدمت رها كردم
مقرر داشتم خالئ ز منت ، رزق مردم را
نه شرطئ در نماز و روزه و ذكر و دعاكردم
نكردم پشت سر هم ، بندگان لخت و عور ایجاد
به مشتئ بندگان آبرومند اكتفا كردم
هر آنكس را كه مئ دانستم از اول بود فاسد
نكردم خلق و عالم را ، برئ از هر جفا كردم
به جائ جنس موذئ آفریدم مردم دل پاك
قلوب مردمان را، مركز مهر و وفا كردم
نكردم خلق ، آمریكا و روس و انگلستان را
به موجودات عالم صلح و یكرنگئ عطا كردم
سرئ كو داشت بر سر فكر استثمار كوبیدم
دگر قانون استثمار را در زیر پا كردم
رجال خائن ومزدور را ، در آتش افكندم
سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم
نه جمعئ را برون از حد بدادم ثروت و مكنت
نه جمعئ را به درد بئ نوایئ مبتلا كردم
نه یك بئ آبرویئ را ، هزاران گنج بخشیدم
نه بر یك آبرومندئ ، دوصد ظلم و جفا كردم
نكردم هیچ فردئ را ، قرین محنت و خوارئ
گرفتاران محنت را ، رها از تنگنا كردم
به جائ آنكه مردم را گذارم در غم و ذلت
گره از كارهائ مردم غم دیده وا كردم
بجائ آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون
به الطاف خدایئ ، درد مردم را دوا كردم
جهانئ ساختم پر عدل و داد و خالئ از تبعیض
تمام بندگان خویش را، از خو د رضا كردم
نگویندم كه تا ریگئ به كفشت هست از اول
نكردم خلق شیطان را، عجب كارئ بجا كردم
چو مئ دانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد
نشستم ، فكر كار انتها را، ابتدا كردم
نكردم اشتباهئ چون خدائ فعلئ عالم
خلاصه هر چه كردم خدمت و مهر و صفا كردم
زمن سر زد هزاران كار دیگر تا سحر ، لیكن
چو از خود بئ خبر بودم ندانستم چه ها كردم
سحر چون گشت ، از مستئ شدم هشیار
خدایا ، در پناه مئ ، جسارت بر خدا كردم
شدم بار دگر یك بنده درگاه او، گفتم
خداوندا ، نفهمیدم ، غلط كردم ، خطا كردم!

منبع: yekomrsetam.blogspot.com

معنای نامهای تازی میان ایرانیان

آماری كه اخیر در ایران منتشر شده است كتابهای تاریخی كه در ایران چاپ و پخش میشود حدود 40 درصد از بازار كتاب را به خود اختصاص داده است. یعنی ایرانیان توجه بسیار بالا و بزرگی به تاریخ و پیشینه و گذشته خود داشته و جستجوگر شناخت گذشته خود می‌باشند!
هرچند در سالهای نخست انقلاب كتابهای دینی و بویژه اسلامی خریداران بسیاری داشت و پس ا زچندی دهها سازمان و تشكیلات دینی و دولتی هزاران هزار كتاب را از تاریخ اسلام و غیره چاپ كرده و بطور رایگان در اختیار مردم داخل وخارج از كشور قراردادند، اما خیلی زود مردم بسوی تاریخ گذشته خود روی آورده و كتابخوانی باستانی!! رایج شد! جدا از كتابخوانی باستانی، كتابهای بسیاری از تاریخ و تحلیل و نقد و تفسیر مسائل اسلامی بودند از زبانهای دیگر بویژه عربی ترجمه شد كه نسبت به جو صددرصد شیعی سالهای قبل مردم با افكار و آراء مختلفی دررابطه با اسلام نیز آشنا شدند.
همراه و همزمان با این توجه ویژه به تاریخ كهن، ایرانی اندیشیدن و نام ایرانی برگزیدن نیز از سالهای 60 در ایران رشد كرد. بگونه‌ای كه اینك حدود 45 درصد نامهایی كه هموطنانمان در داخل كشور برای فرزندان خود انتخاب میكنند صددرصد ایرانی است. ودرصد نامهای ایرانی درخارج از كشور به 65 درصد میرسد!
بالارفتن رشد فكری مردمان ما طی این سالهای اخیر و تحمیل فراگیری زبان عربی در مدارس جمهوری اسلامی موجب شد تا هموطنان ما به ریشه و معنی برخی از نامهای غیرایرانی پی‌برده وتلاش كنند تا هر چه بیشتر از نامهای زیبا وپرمعنای ایرانی بهره ببرند و واقعاً طی قرنها نیاكان ما بخاطر آگاه نبودن از معنی‌های برخی از نامها، شاید ستمی تاریخی به فرزندان خود میكرده‌اند. البته چون زبان عربی زبان مادری مردم ما نبوده است و هجوم بیگانه موجب شده بود تاخودآگاه برخی از واژه‌ها و نامهای نادرست بر تاریخ و فرهنگ و جوامع و خانواده‌های ما تحمیل شود!
مثلاً غلام نامی است و یا شاید بهتر باشد بگوییم پیشوند برخی از نامهایی است كه هرگز در زبان عربی از آن استفاده نمی شود. اما غلامعلی و غلامحسین و غیره درمیان ما ایرانیان بسیار رایج بوده است!
من بسیاری از كشورهای عربی را گشته‌ام!! دوستان بسیاری دارم كه از كشورهای عربی هستند و هرگز یك عنصر عرب را ندیده‌ام كه اورا غلام بنامند! و این بدین خاطر است كه اعراب معنی غلام را می‌دانند و ما نمیدانسته‌ایم. غلام از ریشه غلم می‌آید كه به معنای بهره‌وری جنسی است! و غلام به پسربچه‌هایی می‌گفتند كه اعراب از آنها استفاده جنسی می‌نموده‌اند! بغلط به ما گفته‌بودند كه غلام یعنی نوكر وبرده و بنده! درصورتیكه درزبان عربی، عبد میشود برده و نوكر را خادم میگویند! غلام وكنیز همطراز و همراهند!! از كنیزان نیز بهره جنسی وخانگی می‌برده‌اند و از غلام بچه ها نیز!!
بسیاری از نامهای عربی كه درمیان ما ایرانیان رایج است درمیان اعراب اصیل (عربستان سعودی، كشورهای خلیج فارس..) ابداً متداول نیست! هرچند امكان دارد كه این نامها درمیان شیعیان مورد استفاده قرار بگیرد. آنهم بعنوان عشق وتعصب ویژه‌ای كه نسبت به برخی از شخصیتهای تاریخ اسلام داشته و دارند. اما بدون شك اگر پدرومادری باریشه این گونه نامها ومعنای آنها آشنایی میداشته‌اند هرگز نامهای نازیبا را بعشق شخصیتهای تاریخی برروی فرزندان خود نمی‌نهادند.
با هم به معنی چندنام نگاهی می‌اندازیم كه نتیجه سالها پژوهش و كنكاش می‌باشد:

ام كلثوم: ام یعنی مادر و كلثوم به فرزند خیكی و چاق اطلاق میشود
حفصه: هسته خرما و یا زن سیاه و زشت
خدیجه: به سقط جنین شتر میگویند
بتول: زنی كه هوس مرد و همخوابگی دارد
سمیه: از سم می آید و به اندازه زهری كه در چیزی باشد میگویند.
سكینه: كه مسكین نیز با این نام هم خانواده می‌باشد. به بانوی گدا و خوار و بیچاره میگویند
رقیه: كه از ریشه رق می‌آید، به معنای افسون و جادو و نیرنگ است.
عذرا: به هرآن چیزی كه سوراخ نشده باشد میگویند.
فاطمه: از فطم می‌آید و به بچه شتر ماده از شیرگرفته‌شده‌ای میگویند.
جعفر: ماده شتری كه شیر بسیار داشته باشد.
ذبیح: به هرچارپایی كه گلویش را ببرند میگویند. ذبح شده یعنی گلو بریده
باقر: كه از خانواده بقره می‌باشد به گاو نر چاق میگویند و اعراب جاهلی به كسی كه خیلی چیز می‌فهمیده است نیز میگفته. باقرالعلوم یعنی طرف همچون گاو چیز میداند.
عباس: از عبس می‌آید به معنای اخمو، ترشرو، ترسناك و بدخود
عثمان: بچه مار
كاظم: از كظم می‌آید و به معنای لال بودن، گنگ و بی‌زبان و خاموش
هاشم: به نان فروش دوره‌گرد می‌گفته اند!
حیدر: این نام مخلوطی است از عربی و پارسی، حی یعنی زنده و در یعنی دریدن! حیدر به كسی گفته اند كه انسانها را زنده زنده پاره میكرده است.
صغری: كوچك و پست و اصغر نیز از همین خانواده و ریشه صغرا است. به معنای كوچكتر!
سید و سیدی آقا و آقایی

البته نامهای دیگری چون كلب علی، كلبحسین و غیره نیز رایج بوده است كه كلب یعنی سگ و كلب علی یعنی سگ علی و سگ حسین و غیره. اینها نمونه اندكی بود ازمعنی برخی از نامهای تازی كه درمیان ما ایرانیان قرنها رایج است. ما كمتر از معنی آنها آگاه بوده ایم و كلاً این گونه نامها نوعی توهین وتحقیر بوده است برای هرعنصر ایرانی همچنانكه درقرنهای نخست هجوم تازیان به ایران، ما را برده و موالی میخواندند و خودشان را مولا! و براساس همین تفكر و اندیشه بودكه نامهای نازیبای عربی را نیز برما تحمیل كردند! همچنانكه با رایج نمودن واژه و لقب و یا عنوان آقا كه عربی آن میشود سید!! به طور غلط به ما فهماندند كه سید بودن یعنی نواده پیامبر اسلام بودن! یك پنجم درآمد هر ایرانی نیز در بست باید دراختیار تازیان قرار بگیرد و چون سید بودن یك برتری اجتماعی و اقتصادی را از آن دارنده این عنوان میكرد، تعداد سیدها نیز در تاریخ ما فراوان شد و تا به امروز برجای مانده است. وكلاً نوعی تبعیض اجتماعی میان تازی و ایرانی برعنصر آزاده ایرانی تحمیل شده است! دررابطه با نادرست بودن نسبت این همه سیدها با پیامبر اسلام و نوادگان دختری ایشان (فرزندان فاطمه) اخیراً در ایران تحقیقاتی بعمل امده است كه دفتر ولایت فقیه از انتشار آن جلوگیری نموده است.
در این پژوهش آمده است كه كلاً پیامبر اسلام پسری نداشت كه بعنوان وارث ایشان تداوم بخش نسل ایشان باشد! خانم فاطمه همسر امام علی مادر امام حسین و امام حسن بوده‌اند. امروزه از تبار امام حسن را طباطبایی میخوانند و از تبار امام حسین را حسینی، ثابت شده ست كه ریشه بسیاری از این خانواده‌ها به مدینه و فرزندان فاطمه نمی‌رسد. درهمین پژوهش و تحقیق تاریخی آمده است كه سیدهای بسیاری باعنوان موسوی هستند كه گفته میشود نوادگان امام موسی كاظم می‌باشند. چنانچه درتاریخ آمده است و همه مورخین نیز آنرا گواهی كرده‌اند، امام موسی هرگز همسری دائمی و عقدی نداشته است. زیرا ایشان از جوانی به زندان رفته است و درزندان نیز چشم از جهان فروبسته است.
در این پژوهش آمده است كه بسیاری از ثروتمندان و روسای قبایل و زورمندان وفرماندهان سپاه خود را سید خوانده گواهی‌نامه‌هایی را نیز تدوین نموده‌اند تا اولاً از موالی بودن به مولا شدن ترقی پیدا كنند و هم از عدم پرداخت خمس كه یك پنجم درآمد بوده است بهره‌مند شوند و از آن سو یك پنجم درآمد دیگر ایرانیان را نیز از آن خود سازند.

منبع: yekomrsetam.blogspot.com

من آریایی ام. جهان من ایران است.

من آریایی ام . جهان من ایران است.
پیامبر من کورش بزرگ است .
امامان من داریوش بزرگ،خشایار شا،مازیار،انوشیروان عادل، یزدگرد .
امام زمان من کاوه اهنگر است.
رو حانیون من فردوسی،مولوی ،حافظ و ابن سینا.
کتاب مقدس من شاهنامه است .
اصول و فروع دین من لوح حقوق بشر کورش بزرگ است.
عاشورای من قادسیه است.
شهدای من رستم فرخزاد و بابک خرمدین است.
پرچم من درفش کاویانی است.
بهشت من ازادی است.
عید من مهرگان و نوروز است. محراب من دل است. دین من عشق است.
درود بر همه میهن دوستان در هر کجای جهان هستند.

ایرانی را واداشتند تا ....

امروز اگر دو ایرانی بخواهند به فارسی سخن بگویند و یا بنویسند و یا به جای سلام علیکم واژه زیبای درود را به کار ببرند٬ ناگهان چشمها گرد میشود و چشمکها آغاز میگردد که اینان از کدامین ستاره دورافتاده آسمان به زمین افتاده اند که چنین سخن میگویند٬ زیرا:

- ایرانی را وادشته اند تا نام تازیان را بر خود بگذارد و با افزودن چند پیشوند ننگین و شرم آور که تا ژرفنای روا ن و جان ما را به درد میاورد٬ همچون غلام٬ عبد٬ بنده٬ چاکر .... و گاهی کلب به این نامها خود را و فرزندان خود را سرفراز بداند.

- ایرانی را واداشتند تا در زادروزهای من درآوردی تازیان شادمانی و چراغان نماید.

- ایرانی را واداشتند تا در مرگ روز تازیان همچون دیوانه ها بر سر و کله بکوبد و سینه بدراند و آه و ناله و زاری نماید و های های اشک بریزد٬ چرا که یک تازی در چهارده سده پیش به دست یک تازی دیگر کشته شده که ستیزشان هم بر سر یک زن به نام ارینب بوده است که نخست نامزد یزید میشود و چون حسین او را گمراه میکند و با گول زدن سوی خود میکشد٬ بدینگونه کینه جویی یزید برانگیخته میشود و حسین خود را بر سر این به کشتن میدهد.

- ایرانی را واداشتند تا از مرده های تازیان که در زندگی نتوانستند جلوی کشته شدن خود و خانوداه و یا بیماری و بدبختی و بیچاره گی هایشان را بگیرند برای خود تندرستی٬ کامیابی٬ خوشبختی٬ دیرزیوی و بهروزی ..... آرزو و درخواست نماید.

- ایرانی را واداشتند تا برای مشتی تازی بیابانی من درآوردی٬ گنبد و بارگاه بسازد٬ گل و سبزه بکارد٬ آیینه کاری نماید و دیگر یادی از ایران و بزرگان و سرفرازان٬ دلاوران ایران پرست و فرهنگ پر فروغ خود نکند.

- امروز سراسر کشورمان گور مشتی تازی و تازی زاده است. به هر گوشه ای پای بگذاری٬ گور یک تازی من درآوردی به چشم میخورد. دیگر هیچ نشانی از بزرگان و سرداران و جوانمری که در راه و برای ایرانی و ایران گام برداشته اند و جان باختند و یا جانبازی ها نمودند و شکوه و سربلندی افریدند٬ نیست. آرامگاه کوروش بزرگ٬ نماد مردمی که نخستین پایه گذار آزادی بود٬ که امروز باختر خود را سرفراز آن میداند و زیر پوشش آن به کشورهای جهان سوم٬ دست درازی میکند٬ باید در بیابانها رها شده باشد و برای تازیان گنبد و بارگاه ساخته شود و هزینه ها برای آیینه کاری و طلاکاری بکار رود و سپس گروهی نادان و گمراه به دور آنها بچرخند و درخواست آمرزش یا خوشبختی نمایند. از سلمان فارسی٬ که به تازیان در کشتار و قتل عام ایرانیان کمک کرد با شکوه و افتخار یاد میشه ولی نامی از رستم فرخزاد نیست٬ یکی به مهاجمین کمک کرد و دیگری جان خود را در راه دفاع از ایران از دست داد.

- ایرانی را واداشتند که برای برآورده شدن آرزوها و آرمانهایش٬ سفره عباس و تقی و نقی بیندازد و نیازهای خود را خواستار شود.

- ایرانی را واداشتند تا شبانه روز نام تازیان را بر زبان آورده و به آنها سوگند یاد نماید و از آنها با زاری و لابه٬یاری بخواهد.

- ایرانی را واداشتند تا بزرگترین و ارزشمندترین و درخشانترین نشان کشورش را نام ذوالفقار دهد. به سخنی دیگر شمشیر خون آلود یک تبهکار که با آن گردن سدها تن بریده است٬ نشان کشور باستانی و سرشار از مهر و مهرورزی و پندار و گفتار و کردار نیک گردد که ما به آانها سرافرازیم نه به شمشیر دو لبه و پر از خون علی.

- ایرانی را واداشتند تا پیش از زادن و تا پس از مرگ٬ اندیشه تازی و گفتار تازی و رفتار تازی همراهش باشد. اگر زاده شد٬ در گوشش تازی بخوانند و اذان بگویند. اگر همسر برگزید و به واژهای زشت تازی نکاح دست همسرش را در دست او بگذارند.

- اگر مرد با زبان و اندیشه تازی بسراغش بیایند و فرمانهای الله(بت بزرگ تازیان) را که درباره زن بازیها و چاپیدن ها و کشتار و دست و پا بریدنها در آرماگاهش بخوانند.

- ایرانی را واداشتند تا در خنیاگری هم نام تازیان را برگزیند و گوشه ای از دستگاه سه گاه را حاجی حسینی و گوشه ای از شور را حاجیانی بنامد.

- ایرانی را واداشتند که رنگ سفید نشانه خانواده بنی امیه و رنگ سبز٬ نشانه خانواده بنی هاشم که تهی دست بودند و زنانش در مکه روسپیگری میکردند٬ نشان پرچم ایران زمین شود و هم چنین شمشیر سر کج تازیان به دست شیر ایرانی داده شود وآنگاه ایرانی خود را سرفراز به این رنگها و شمشیر بداند.

- ایرانی را واداشتند تا برای جانباختگان را ایران زمین٬ واژه بیمایه و زشت شهید را به کار گیرد٬ آغاز نامه را به نام الله و پایان آنرا به نام گروهی از تازیان آلوده سازد٬ در عروسی انشاالله مبارک باد بگوید و سوگندش را بر قرآن یاد کند.

- ایرانی را واداشتند که در زورخانه٬ جایگاه رادمردان و نیکان٬ نام علی را به کار گیرند و از او یاری بخواهند٬ بر در و دیوار خانه و دکان و جایگاه کار و دفتر .....٬ آیه های قرآن و گفته های دروغین علی٬ حسن٬ حسین و محمد ..... را بنویسند.

- ایرانی را واداشتند که دستبند٬ گردنبند ..... به نام تازیان بسازد و با گردنفرازی به خود بیاویزد و یا همراه داشته باشد.

برای گول زدن و گمراه کردن ایرانی به دروغ گفته اند و میگویند:

- شهربانو دختر یزدگرد سوم همسر حسین است تا بدینگونه مهر او را بر دل ایرانیان بنشانند.

- به دنباله این دروغ که میگویند٬ شاهزاده علی اکبر تا بدینگونه او را پسر شهربانو به شمار آرند و نشان دهند که او ایرانی است.

- علی هوادار ایران و ایرانی بوده است که درست وارون این گفتار٬ علی بارها به ایران لشکر فرستاد و مردم نیشابور و فارس را به دم شمشیر داد و کشتار کرد که در کشتار مردم نیشابور دو پسرش حسن و حسین نیز فرماندهی داشتند.

- موسی الرضا برای رهایی ایرانیان به خراسان آمد و جانشینی مامون را پذیرفت.

- مهدی از ایران زمین سر برخواهد خواست.

- همه امامهای شیعیان زنان ایرانی داشته اند.

یا بهتر است چنین بگویم:
از ما شادی و کامکاری را که در آیین ماست٬ گرفته اند و غم و ناله زاری را که اهریمنی است به ما داده اند٬
میهن پرستی را گرفته اند و بیگانه پرستی و تازی پرستی را به ما داده اند٬
فر و شکوه را گرفته اند و سرشکستگی و خواری و پستی را به ما داده اند٬
فرهنگ پر فروغمان را گرفته اند و فرهنگ بیابانی را به ما داده اند٬
آیین اهورایی و والایمان را گرفته اند و کیش کشتار و چاپیدن و ستم و بیدادگری را به داده اند٬
سروری را از ما گرفته اند و بردگی و بندگی را به ما داده اند٬
راستی و درستی را گرفته اند و نیرنگ و دغلکاری را به ما داده اند٬
دانش و بینش را از ما گرفته اند و یاوه گویی و خرافه گویی و خرافه پرستی را به ما داده اند٬
پیشرفت را گرفته و واپسگرایی را جانشین آن کرده اند٬

سرانجام: پندار نیک٬ گفتار نیک٬ کردار نیک را گرفتند به جای آنها: پندار بد٬ گفتار بد٬ کردار بد را آوردند و ایرانی را آلوده نمودند.

بازده و ره آورد همه اینها جز این نیست که ایرانی دیگر با هوییت اصلی خود کاملا بیگانه شده و سر در گم هر روز بدنبال کسی یا چیزی جدید است تا بدین وسیله روزهای روشن گذشته را از نو بیابد.

منبع: yekomrsetam.blogspot.com